العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

147

شرح كشف المراد ( فارسى )

سيه‌روئى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه اعلم ما از اين مقدمه در كليه صفات سلبيه كمك خواهيم گرفت يعنى مىگوئيم : خداوند واجب الوجود لذاته است و لذا محال است كه داراى اين كاستىها و نيستىها و فقدان كمالها باشد زيرا اين امور در هر موجودى يافت شود دليل بر امكان و نيازمندى او است و امكان از اوصاف بارزهء ممكنات است و ممكن الوجود قسيم واجب الوجود است . با حفظ مقدّمه مىگوئيم : اگر در هستى دو و يا چند واجب الوجود باشد لازم مىآيد كه همهء آنها ممكن الوجود شوند و هذا خلف . بيان ذلك : اگر دو واجب الوجود در كار باشد هر دو در صفت واجب الوجود بودن مشترك خواهند بود و اين صفت ما به الاشتراك آن دو مىشود آنگاه از دو حال خارج نيست : 1 - يا اين دو واجب مفروض از هيچ جهتى از جهات با يكديگر امتيازى و تفاوتى ندارند بنابراين دوئيت باطل مىشود و اثنينيت در كار نخواهد بود و آن يك حقيقت بيشتر نيست پس مطلوب ما ثابت مىگردد . 2 - و يا اين دو حقيقت از جهتى از جهات با يكديگر امتياز پيدا مىكنند در اين صورت لازم مىآيد كه واجب الوجود مركب باشد از ما به الاشتراك و ما به الامتياز و بقول مناطقه از جنس و فصل و بقول فلاسفه از وجود و ماهيت كه حدّ الوجود است و به زودى خواهد آمد كه هر مركبى محتاج به غير است و هر جا احتياج باشد امكان هم هست فما فرضناه واجبا صار ممكنا و هذا خلف . اين استدلال عقلى بود و امّا استدلالات نقلى در قرآن و سنت فراوان است بعنوان نمونه : لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا ، فاعلم انه لا إله الّا هو . . .